سم فیشر و سالید اسنیک چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
وبلاگ شخصی محمد مهدی حاجی اسمعیلی - بازیهای کامپیوتری
نوشته شده توسط محمد مهدی حاجی اسمعیلی   
چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۴

يك سبك معروف , دو بازي بزرگ , و دو شخصيت به ياد ماندني : Solid Snake & Sam Fisher


هر دو بازي از نظرهاي مختلف تفاوتهاي فاحشي با هم دارند و نميتوان برتري محسوسي بين آندو پيدا كرد...يكي داراي Gameplay عالي و ديگري داراي داراي داستان عالي تر است , در يكي كنترل كاراكتر بي نظير و در ديگري صدا گذاري كاراكترها...
قصد من در اينجا بحث رقابت دو بازي و يا برتري هر كدام بر ديگري نيست(مغزم عيب پيدا نكرده كه براي خودم دشمن درست كنم!!!) اگه آدم عاقلي هم باشه فقط نگاه گذرايي به اين دو عنوان ميندازه...قصد من چيز ديگه ايست : قرار دادن شخصيتهاي اول دو بازي زير ذره بين و بيان شباهتها و تفاوتهاي اونها با هم و همچنين نشان دادن حسن و يا معايبشان , چون از هر دو لحاظ ساختاري و رفتاري هر دو شباهتها و تفاوتهاي زيادي با هم دارند...

صورت شخصيتها


Sam:صورت هر دو شخصيت طوري طراحي شده تا كشش لازم براي انجام بازي و (در بيشتر موارد ) علاقه مند شدن به آنرا در بازيباز به وجود آورد.صورت Sam صورت فردي آمريكايي است كه احساساتي مانند ترس , غم , هيجان و يا علاقه كمترين تاثير را در آن ميگذارد و در طول روند بازي و در بيشتر Cutscene ها قيافه ايي جدي و غير قابل نفوذ دارد. Sam داراي شخصيتي دروني است , در هنگام كار فقط به وظيفه اش مي انديشد يا حداقل در 90 % موارد اينگونه است.تنها نقطه اتكاي او دخترش Sara بوده كه در قسمت چهارم به نظر ميرسد كشته شده است.حتي در قسمت اول بازي كه دوستش در هواپيما و در بغلش جان ميسپاردهيچوقت نميتوان گفت كه احساسات شديدي بر وي غلبه كرده بود...ما دقيقا نفهميديم كه سن Sam چقدر است ولي با توجه به موي سفيد وي كه در طول بازي زير Goggle هايش ديده ميشود ميتوان بازه سني بين 49 تا 50 را برايش در نظر گرفت...صورت اين شخصيت با همان حالتهاي عاري از احساس دقيقا انتخابي عالي است براي كسي كه در NSA (National Security Agency ) كار ميكند و در هنگام انجام ماموريتها بايد قيد و بندهاي زندگي روزانه را فراموش كند...مطمئنا Tom Clancy از اين انتخاب هيچ ضرري نكرده است!!!


Snake : صورت Snake مشتقي از صورت Big Boss و دقيقا خود آن است.موهايي تقريبا بلند و ريش معمولي ( و در قسمت جديد : سيبيل !!!) Snake كه تمام عمر خود را يك سرباز بوده احتياج به قيافه ايي ژوليده تر از Sam كه يك مامور مخفي است دارد , ولي بر خلاف Sam صورت Snake بسياري از حالات دروني وي را بر ملا ميكند...ترس , ناراحتي , فلاكت و يا جدي بودن كاملا در چهره Snake هويداست ولي در هر حال ميتوان گفت كه او نيز چون Sam بيشتر اوقات داراي چهره ايي اخمو و جدي است...فردي با مليت آمريكايي و سني بين 37 تا 43 سال (البته به نظر ميرسد كه در Guns Of Patriots كمي! پير شده‌)

 

صداگذاري

 Sam كه Michael Ironside به جايش صحبت ميكند داراي صدايي جدي و گيراست و در مقابل Snake با صداي David Hayter نيز داراي همين مشخصه است كه از اين نظر نميتوان برتري محسوسي بين دو فرد در نظر گرفت.صدايي كه براي هر دوي آنها انتخاب شده به طرز عجيبي با شخصيت آنها صدق ميكند بطوريكه ميتوان گفت Ironside يا Hayter براي اين دو شخصيت خلق شده اند نه ايندو براي آنها‌ !!!

 

طرز برخورد و احساسات

Sam : داراي شخصيتي جدي است كه در سياق بازي بدان پي ميبريد , هنگاميكه وي كسي را براي گرفتن اطلاعات غافلگير ميكند راه فراري وجود ندارد و در صورت نگرفتن جواب دلخواه ترساندن و تهديد كه در بعضي موارد بسيار زيبا درست شده به حد اوج ميرسد كه در اين هنگام فرد لب به سخن ميگشايد...طرز صحبت كردن و برخورد او سرد و تا كمي كنايه دار است و ميتوان اين كنايه را در هنگام صحبت هايش با Lambert يا Grimssdottir مشاهده كرد , ولي اين شوخ بودن Sam تا به همين جا به پايان ميرسد....هنگاميكه Sam با Sara صحبت ميكند ميتوان احساس نگراني پدرانه را در صدايش تشخيص داد كه يكي ديگر از راههاي گريز براي كاراكتر Sam است...در چند جاي قسمتهاي دوم و سوم بازي شما در وضعيتي هستيد كه ميتوان در آن جان كسي را گرفت يا از اين كار صرف نظر كرد , انجام دادن اين كار و مشاهده طرز رفتار Sam در اين مواقع خالي از لطف نيست...مثلا در قسمت سوم هنگاميكه رودرروي دوست قديمي و تروريست خود قرار گرفته ايد و اسلحه هايتان در دماغ همديگر است ميتوانيد او را بكشيد يا از خير اين كار بگذريد , در هر دو حالت Sam وي را ميكشد ولي قسمت جالبش احساس Sam بعد از كشتن وي است كه مثل هميشه و جدي , جمله جالبي را به دوستي (دشمني!) كه چند لحظه قبل كشته ميگويد و سپس از آنجا ميرود...


Snake : شخصيت Snake كاملا تاثير پذير است , هنگاميكه وي غمگين و يا جدي ميشود ميتوان سريعا بدان پي برد. اين تغيير حالت وي كمك زيادي به همراه كردن بازيكن با خود كرده است.طرز صحبت Snake حتي از Sam هم كمتر كنايه آميز است و در بيشتر اوقات او جدي و اخموست.به لطف وجود وسيله ايي به نام Codec در بازي Snake بسيار بسيار بيشتر از Sam صحبت ميكند و همين صحبت وي باعث ميشود تا بازيكن با شنيدن عقايد وي و همچنين تصميمهايي كه ميگيرد بيشتر جذب او شود.
احساسات Snake (با اينكه وي يك Clone است ) كاملا قابل لمس است چيزي كه شايد كمتر در Sam ديده ايم , احساس گناهي كه بعد از مجروح كردن Sniper Wolf به او دست ميدهد و عملي كردن آخرين خواهش Wolf , احساس برادرانه او با Gray Fox بعد از كشته شدن وي و بخاطر سپردن جمله معروف Gray Fox :
We're Not Tools Of The Goverment Or Anyone Else...Fighting Was The Only Thing I Was Good  At , But At Least I Always Fought For What I Believed In
ما ابزارهاي دولت يا هر كس ديگه ايي نيستيم ... مبارزه و جنگيدن تنها چيزي بود كه من توش تبحر داشتم...ولي حد اقل من هميشه بخاطر اون چيزي كه بهش اعتقاد داشتم جنگيدم...
و همچنين احساس غم قابل لمس وي پس از مرگ Meryl در قسمت اول (اگر بازي را با حالت Normal به پايان رسانده باشيد و Ending معمولي را دريافت كرده ايد) حكايت از احساسي بودن Snake دارد...هر چند كه او نيز مانند Sam سعي در مخفي كردن آن دارد...

 

((هدفها))

 


يکی از مهمترين بخشهای بازی هدف اين دو شخصيت است : Sam يا Snake برای چه ميجنگند و چه هدفی را دنبال ميكنند؟!!!

 Sam : سم از قسمت اول Splinter Cell  در NSA كار ميكرده...افرادی رو كه موجب تهديد امنيت ملی آمريكا ميشدن دستگير ميكرده...با توجه به دستوراتی كه از Lambert ميگرفته كارشو انجام ميداده...برای رسيدن به هدفش به غير از برخی مواقع حاضر به كشتن كسی مثل يك سرباز دژبان بيخبر كه در حال مراقبت از يك ساختمان در كشورش است ميشده...ومهمتر از همه : هيچوقت از خود نپرسيده چرا؟!
Sam هميشه و در طول هر سه قسمت كه تابحال منتشر شده شخصيتی فرمانبردار داشته و بی چون و چرادست به هر كاری كه NSA از وی ميخواسته ميزده...چه به قيمت جان خودش تمام شود و چه به قيمت جان ديگري...در بيشتر قسمتهای بازی كنترل اين فرمانبرداری در دست شما نيست و مجبوريد كه بازی را بصورتی خطی پيش ببريد جز در بعضی قسمتها مانند وقتی كه به شما دستور داده ميشود كه بخاطر امنيت ملی و همچنين اطلاعات طبقه بندی شده بايد Dahlia را بكشيد و انجام اين كار به شما بستگی داشت , هر چند كه باز هم در داستان و سير خطی بازی اثری نداشت...يكی از كارهای Sam كه واقعا مرا آزار داددر جنگ داخلی كره و در قسمت سوم بازی بود...هنگاميكه يكی از هواپيماهای خودی در شهر سقوط ميكند و خلبان در درون آن بيهوش ميشود و گير می افتد...باز دوباره و بخاطر دستور NSA به Lambert و Lambert به Sam وی مجبور ميشود كه با يك مختصات دهنده مختصات مكان هواپيما و خلبان درون آنرابه يك هواپيمای ديگر بدهدتا با يك موشك هوا به زمين هواپيمای سقوط كرده و خلبان درون آنرا از بين ببرد فقط بخاطر اينكه شاهدی باقی نماند !!!
Sam در لحظه ايی كه مختصات را ميدهد ميگويد :((God ! Forgive ME))
مگرچه مشكلی پيش می آمد كه Sam خلبان را نجات نداد , مگر نميتوانست جان خلبان را مانند Dahlia در Pandora Tomorrow نجات دهد يا حداقل از خير اين كار بگذرد...و بسيار مهمتر از همه : اگر از دستور سرپيچی ميكرد چه ميشد؟! مگر نكشتن Dahlia باعث شده بود تا Sam بخاطر سرپيچی از دستور مستقيم و صريح به زندان بيافتد؟!
همين علل باعث شد تا تعداد طرفداران Sam در قسمت سوم كاهش يابد...احتمالا Tom Clancy نيز همين موضوع را دريافته بود چون كه در قسمت چهارم Sam ارتباط كمتری با Lambert و ديگران دارد و همين موجب كمك به ما در كشف قسمت ناشناخته و پنهان Sam ميشود...ولی مثل 3 قسمت قبلی موضوعی آزار دهنده (حداقل برای ما ايرانيان!!!) در كار است : كار كردن دوباره Sam برای NSA كه موجب ادامه يافتن حالت فرمانبرداری وی در بازی ميشود....

 Snake : ساليد اسنيك به تنهايی در آلاسكا و در منطقه درياچه های دوقلو زندگی ميكرده...تا زمانی معين نميدانسته كه Clone بزرگترين سرباز قرن يعنی Big Boss بوده...تا قبل از سانحه Shadow Moses دارای سوابقی چون :همكاری با CIA , عضويت در نيروی دريايی آمريكا Navy SEALs , همكاری و عضويت در Fox Hound و همچنين عمليات در Zanzibar بوده كه در آن دوست قديميش Gray Fox را شكست ميدهد و فكر ميكند كه او نابود شده...
در قسمت اول بازی به علت عضويت قبلی در Fox Hound , اسنيك را به Shadow Moses ميفرستند , در كل بازی Snake چشم و گوش بسته به تمام فرامين Campbell عمل ميكندو در انتهای بازی هنگامی كه متوجه Clone بودن خود و وجود ويروس Foxdie در درونش ميشوداز عضويت در CIA بيرون آمده و راه خود را با Otacon در پيش ميگيرد...
Snake تبديل به يك ضد قهرمان شد...كسی كه ديگر از دستورهای مافوق پيروی نميكرد , كسی كه راه خود را در پيش گرفته بود , كسی كه برای يك هدف ميجنگيد : آينده
در قسمت دوم اسنيك به همراه Otacon برای يكی از سازمانهای دولتی (كه تازگيها برای ايران خيلی نقشه ميكشد!!!) كار ميكند در حاليكه در Episode دوم همين بازی اين عمليات را بر اساس اهداف خودش و Otacon به پيش ميبرد و در آخر بازی پس از نشان دادن Credits ثابت ميشود كهاين عمل او درست بوده است (چون اين سازمان نيز خود تحت نظر Patriot ها عمل ميكرده !!!)
وجود شخصيت Raiden دز بازی به نظر بعضی از طرفداران مثبت نبود وبيشتر آنها خواستار بازگشت اسنيك به بازی بودند... ولی اين عمل بی سياست نبود!!!
شخصيت Raiden برخی خصوصيات Sam Fisher را داشت(هر چند كه Sam بعدها وارد صنعت بازی شد) : شخصی منضبط...جدي...و فرمانبردار...وجود وی در بازی باعث ميشد تا بازيكن Snake را با Raiden مقايسه كند و همين عمل موجب بوجود آمدن احساس علاقه عجيب و جديدی نسبت به Snake ميشد...
در يك طرف Raiden بودكه تحت نظر Campbell تقلبی كارش را انجام ميداد و روحيه ضعيفی داشت , سريعا حول , ناراحت و يا هيجان زده ميشد (در خلال صحبت با Rose اين حالات وی كاملا قابل لمس بود)...و مهمتر از همه : با وجود اينكه يك Clone نبود ولی از گذشته اش ميترسيد....
در طرف ديگر Snake بود كه دارای اراده ايی قوی بود...هدفی كامل برای اين ماموريت داشت...برای آينده تلاش ميكرد (در حاليكه در قسمت چهارم معلوم شد 6 ماه بيشتر زنده نخواهد ماند) تحت دستوران كسی عمل نميكرد و عقيده محكمی داشت , عقيده ايی كه حتی Patriot ها در انتهای بازی با تحت فشار قرار دادن Raiden برای كشتن Solidus نتوانستند به نفی آن بپردازند و فقط Raiden را بخاطر دنباله روی از Snake مورد سوال قرار دادند...چونكه كسی نميتواند مانند Snake باشد...Snake در انتهای بازی صحبت زيبايی با Raiden كه در شرف پدر شدن است ميكند كه نشان دهنده كامل بودن شخصيت انسانی اين كاراكتر است : ((انسان با توليد مثل اطلاعات زندگيشو به فرد ديگه ايی منتقل ميكنه و دارای فرزند ميشه...وظيفه ما بعد از بچه دار شدن از هر وقتی زيادتر ميشه...درسته كه ما نميتونيم در تمام لحظات زندگی با اونها باشيم ولی ميتونيم با نشون دادن زيباييهای اين دنيا , فرهنگهای مختلف , هنر , دين و راه و روش زندگی هميشه همراه اونها و در يادشون باشيم...مسئوليت ما بعد از داشتن يك فرزند بيشتر از هميشه ميشه...))
همين خصوصيات وی باعث شد تا وی به يكی از پر طرفدارترين ضد قهرمانها در دنيای بازی معروف شود و برای هميشه در ياد بازيبازها باقی بماند...

 

 نتيجه گيری

ُSam شخصيتی است كه نميتوان به عمق وجودش پی برد , جدی و استوار است , در هنگام ماموريت به اتمام آن به بهترين نحو ممكن عمل ميكند , تا حدود بسيار كمی احساسات خود را بروز ميدهد و مهمتر از همه اينها اين است كه وی شخصيتی فرمانبردار است : بهترين انتخاب برای سازمانی امنيتی چون NSA كه ممكن است بعضی وقتها برای نجات جان يك نفر , جان ده ها نفر را قربانی كند... انتخابی بسيار عالی برای NSA كه احتياج به ماموری با قابليتهای بسيار بسيار بالا و گوش به فرمان دارد , كسی كه ميتواند تمام خواسته های اين سازمان را برآورده كند : SAM FISHER
 
Snake كسی است كه به لطف وجود Codec ميتوان تا حد قابل قبولی احساساتش را درك كرد و با وی همراه شد , در بيشتر اوقات جدی و اخموست , در هنگام ماموريت هميشه سعی در انتخاب راه درست دارد (بيشتر در قسمت دوم بازی ) , بخاطر وجود ويروس Foxdie در درونش هنوز هم هر لحظه ممكن است كه بميرد (هر چند كه Naomi اين ويروس را فعال نكرد ولی هنوز هم در وی وجود دارد و ممكن است موجب پير شدن زودرس وی , علت اينكه در Trailer نمايشگاه توكيو به خود تزريقات ميكند و يا علت اينكه Naomi در قسمت چهارم بازی و در تريلر E3 2006 به وی ميگويد كه شش ماه ديگر بيشتر زنده نخواهد ماند باشد...) , چيزی برای از دست دادن ندارد , با يك نفرين نحس به دنيا آمده : يكی از سه فرزند Big Boss يعنی (Solid , Liquid , Solidus) و مهمتر از همه اينكه بر اساس اعتقادات خودش راهش را انتخاب كرده و برای رسيدن به هدفش يعنی آينده (چيزی كه ممكن است با وجود Patriot ها نابود شود) تلاش ميكند : Solid Snake

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بروزرسانی

مقالات سر راهی !

دانلود کتابهای لازم برای امتحان MCSE

دیدم این چند وقته دارم همه ش درباره ی سیستم عاملهای مایکروسافت ور ور میکنم ولی یه منبع درست و حسابی معرفی نمیکنم... خلاصه تصمیم گرفتم کتابهای الکترونیکی مربوطه رو آپلودشون کنم و در دسترستون قرار بدم... همونطور که در ادامه متوجه میشین کتابها به جای اینکه 7 تا باشن، 6 تا هستن و علت اینکار این بود که انتخاب رشته ی  Design مایکروسافت رو به عهده ی خودتون بذارم (Security Desgin OR Active Directory Design) و خیلی خفن به نظر بیام !

اوم...آه... راستشو بخواین... خالی بستم ! دو تا کتابای Design رو نداشتم... خودتون برین پیداش کنین... مطمئنا پیدا میشه !

خب میرسیم به دانلود... از اونجایی که همگی تازه متوجه شدین، CyberLone با کلاس شده و "مرکز دانلود" دار شده !

در رشته ی IT یه ضرب المثل بسیار معروف هستش که میگه "چون میتونی از چیزی بهره ببری بدین معنی نیست که حتما باید ازش استفاده کنی !" و مرکز دانلود هم شده همین !

آخه بگو "حاجی ! تو که Rapidshare نیستی مرکز دانلود راه میندازی ! این مسخره بازیات چیه دیگه ؟!"

از مرکز دانلود گذشته، لینکهای دانلود رو در ادامه ی مطلب قرار دادم...

 

دانلود کتابهای لازم برای امتحان MCSE

تبلیغات تصویری

آگهی
آگهی